خوش آمدید ، این نخستین بازدید شماست ؟ جهت ثبت نام بر روی دکمه رو به رو کلیک کنید

پسوریازیس مسری نیست، آما آگاهی فرد به فرد انتقال می یابد. پنهان شدن کافی است. زندگی کنید!

مشاهده RSS Feed

وبلاگ دکتر ایمانی

پسوريازيس - Psoriasis

امتیاز ها: 2 رای ها, 5.00 متوسط.
توسط در تاریخ 24-11-2013 در ساعت 20:16 (1436 نمایش ها)
پسوريازيس - Psoriasis




تعريف :

پسوريازيس
يا صدف يك بيماري پوستي مزمن و عود كننده و وابسته به سيستم ايمني بدن است كه در اثر يك استعداد ژنتيكي يا ارثي در تركيب با محرك هاي محيطي نظير ضربه و عفونت و يا داروها به وجود مي آيد. اين بيماري اشكال باليني بر گوناگوني داشت كه شدتهاي متفاوتي دارند و مسري هم نيست .
چرخه سلولي در پوست نرمال حدود یک ماه است . يعني سلولهاي پوستي در عرض يك ماه بالغ مي شوند و مي ريزند ولي در پسوريارزيس سيستم ايمني بدن سيگنالهاي اشتباهي مي فرستد و بلوغ سلولها حدود 3 – 4 روز طول مي كشد و لذا چند لايه سلولهاي مرده در لايه خارجي پوست تجمع مي يابند كه همان پوسته ها در بيماري پسوريازيس است .


ميزان شيوع

شيوع بيماري پسوريازي حدود 2 % از كل مردم جهان است . در آمريكا و كانادا شيوع آن حدود 5 – 4 % بوده ولي درآفريقايي ها و آسيايي ها شيوع آن زير 1 % است .



حدود 3/2 افراد مبتلا به نوع خفيف بيماري بوده ولي 3/1 بيماري شديد دارند تغييرات ناخن در بيشتر از نيمي از بيماران و گرفتاري مفصلي در 3/1 بيماران ديده مي شود.
اين بيماري در هر سني ظاهر مي شود ، از شيرخوارگي تا 80 سالگي ولي در دو دوره سني بيشتر ديده شود اولي در 30 – 20 سالگي و دومي در 60 – 50 سالگي .
در 75% بيماران شروع بيمار قبل از 40 سالگي است كه شروع بيماري در زنان زودتر از مردان است ولي ماهيت بيماري خفيف تر و مزمن است با دوره هاي عود و بهبود متناوب.

فاكتورهاي ژنتيكي

سابقه فاميلي مثبت در 35 – 90 % بيماران مبتلا به پسوريازي گزارش شده است . اگر هر دو والد مبتلا به پسوريازيي باشند ، احتمال ابتلاء فرزندشان به پسوريازي 41 % درصد است در حالي كه اگر تنها يك والد مبتلا باشد ريسك ابتلاء فرزند 14% است .
در صورت ابتلاء يكي از خواهر و برادرها 6 % احتمال دارد كه فرد مبتلا به پسوريازيس مي شود . در مورد شيوع اين بيماري در كشور ما آمار دقيقي وجود ندارد ولي پسوريازيي در ايران جزو بيماريهاي شايع پوستي است كه در بعضي از مناطق ايران شيوع آن بيشتر است .



علل و فاكتورهاي برانگيزنده

علت دقيق اين بيماري ناشناخته است ولي به احتمال زياد ناشي از يك اختلال در سيستم ايمني است . عوامل متعددي در شروع آن موثرند و يك بيماري چند عاملي يا مولتي فاكتوريال است كه در اين بين وراثت يا ارث نقش اساسي را دارد .
عوامل تشديد كننده و برانگيزنده ديگر شامل :

1 - عفونت ها به خصوص عفونت هاي باكتريال مثل آنژين يا گلو درد استرپتوكوكي، آبسه هاي دهاني و زرد زخم و عفونت باكتريال اطراف مقعد.
2 - HIV يا ايدز كه بيماري را تشديد مي كند
3 - فاكتورهاي مربوط به غدد درون ريز : مثل پايين بودن كلسيم خون ، بارداري (لازم به ذكر است كه در بعضي از خانمها در دوران بارداري بيماري بهبود مي يابد )
4 - استرس هاي روحي : كه از شناخته شده ترين عوامل در شروع تظاهرات ، يا شعله ور شدن بيماري است .
5- داروها : چندين دارو به عنوان ايجاد كننده پسوريازيي مقصر شناخته شده اند به خصوص : ليتيوم – اينترفرون – بتابلوكرهها مثل پروپرانولول و آتنولول – قرص هاي ضد مالاريا و قطع كردن سريع كورتون
6 - مصرف الكل و سيگار و چاقي



7 - نور آفتاب :
تحقيقات نشان داده كه نور آفتاب در اكثر موارد باعث بهبود بيماري مي شود ولي در موارد نادري در ميان افراد با پوست روشن سبب تشديد بيمار شده است .

اشكال باليني پسوريازيس

پسوريازيس اشكال باليني گوناگون و طيفي از تظاهرات جلدي را در بر مي گيرد كه در هر نقطه زماني مي تواند اشكال باليني مختلف در فرد مبتلا ديده شود كه قابل تبديل به يكديگر هستند.
همه ضايعات پوستي در چندين شاه علامت مهم مشترك هستند كه شامل :
قرمزی– ضخيم شدن پوست و پوست ريزي است .

تظاهرات باليني


1 - پسوريازيس پلاكي مزني (Chronic plaque Psoriasis)
شايع ترين نوع پسوريازيس ولگاريس است كه حدود 80 % بيماراني كه پسوريازيس دارند دچار اين نوع از بيماري هستند.
اين نوع پسوريازيس به صورت زخم ها و پلاكهاي قرمز و ملتهب و برجسته با حاشيه كاملاً* مشخص است كه روي آنها پوسته هاي نقره اي و سفيد قابل تشخيص است . به صورت قرينه در آرنج ها – زانوها و ناحيه بالاي باسن یا پره ساكرال دست ها و پاها و پوست سر ديده مي شود و درجه درگيري سطح بدن از موارد محدود تا گستره متفاوت است .
نواحي ژنيتال در بالاي 45% درصد بيماران مبتلا است . پلاك ها ممكن است كه براي ماهها و سالها در همان منطقه پايدار بمانند. هر چند سير بيماري مزمن است ولي دوره هايي از بهبود و پيشرفت كامل رخ ميدهد .



2 - پسوريازيي قطره اي (Guttate)
پسوریازیس قطره اي دركودكان و نوجوانان بيشتردیده مي شود و اغلب قبل از آن يك عفونت راههاي هوايي فوقاني وجود دارد . اين شكل از پسوريازيس به صورت پلاك هاي تكي گرد و كوچك و قرمز رنگ ديده مي شود و پيش آگهی آن نسبت به ساير اشكال باليني پسوريازيس بهتر است.

3 - پوريازيي ارتيرودرميك (Erythnedermic)
در اين نوع پسوريازيس كه شروع حاد يا مزمني ممكن است داشته باشد ، حدود 90 % پوست قرمز مي شود بيمار نياز به بستري در بيمارستان و درمان اورژانسي دارد.

4 - پسوريازيس پوستچولار يا تاولي ( Pustular Psoriasis )
داراي دو فرم محدود و منتشر است كه فرم منتشر آن وخيم بوده و بدترين پيش آگهي را از نظر باليني دارد. نوع منتشر آن كه يك تظاهر غيرمعمول از پسوريازيي است عوامل برانگيزنده اي دارد كه عبارتند از :
بارداري – قطع سريع و ناگهاني كورتون - پايين بودن كلسيم خون.
در فرم لوكاليزه يا محدود عامل برانگيزنده مي تواند محرك هاي موضعی باشد.
يك فرم محدود ولوكاليزه پسوريازيس پوسچولار در كف دست ها و پاها ديده مي شد كه سیر داشته و محدود به همين ناحيه باقي مي ماند و در تعداد كمي از اين بيماران در جاهاي ديگر پلاكهاي مزمن پسوريازیس دارند . عفونت هاي موضعي و استرس فاكتورهاي برانگيزنده هستند و سيگار كشيدن ممكن است كه شرايط را تشديد نمايد.
پوسچول یا تاول ریزدر كف دست و پا گاهي با ضايعات التهابي استريل استخواني همراهي دارد.



5 - پسوريازیس پوست سر يا اسكالپ

پوست سر يكي از شايعترين مكانهاي پسوريازیس است و برخلاف شوره سر ، حاشيه ضايعات كاملاً مشخص و مجزا هستند و از خط رويش مو تبعيت نمي كنند و به طور شايع به نواحي پيشاني انتشار مي يابند ( در درماتيت سبورئیک یا شوره سر ضايعات از خط رويش مو تبعيت كرده و حاشيه ضايعات زياد مشخص نيست )
گاهي افتراق بين شوره سر (درماتيك سبورئيك) از پسوريايس وجود ندارد و دو اختلال ممكن است همزمان با هم وجود داشته باشند.

6 - پسوريازیس معكوس يا فلكسورال

اين نوع پسوريازيي در نواحي چين دار بدن مثل زير بغل و كشاله ران و پشت گوش و زير پستانها ديده مي شود و به صورت پلاك هايي نازك با محدود مشخص به رنگ صورتي و براق است كه گاهي داراي يك ترك در ناحيه مركز هستند . عامل برانگيزنده در اين نوع پسوريارزي مي تواند قارچها و عفونت هاي باكتريال باشد.

7 - پسوريازيي ناخن

درگيري ناخن در 80 – 10 % از بيماران پسوريازيس گزارش شده است كه انگشتان دست بيشتر از انگشتان پا گرفتار مي شوند و در صورت گرفتاري ناخن احتمال ابتلا مفاصل به بيماري پسوريازيس بيشتر است .

پسوريازيس ماتريكس و بستر ناخن و هيپونيثيوم را گرفتار مي كند و خود را به صورت هاي زير نشان ميدهد :



1 - حفره هايي در سطح ناخن (Pits)
2 - از دست دادن جلا و شفافيت ناخن (لوکونيشيا)
3 - ناخن سفيد و شكننده با چسبندگي کم كه گاهي باعث جدا شدن ناخن از بستر مي شود . (اونيكوليز)
4 - خونريزي شعله شمعي در بستر ناخن
5 - ايجاد لكه هاي روغني (Oil drop) كه باعث تغيير رنگ ناخن به زرد مايل به قهوه اي مي شود.
6 - پوسته هايي در زير ناخن كه باعث ضخيم شدنناخن مي شود.
8 - پسوريازيس مفصلي (آرتريت پسوريازيسي )
در 30 – 50 % مبتلايان به پسوريازيس پوستي ، درگيری مفصلي ديده مي شود كه در تعداد كمي از بيماران گاهي درگيري مفصلي خود را قبل از علائم پوستي نشان مي دهد.
گرفتاري شايع به صورت غيرقرينه در مفاصل كوچك در دست ها و پاها است كه شاه علامت آن تغييرات تخريبي در مفاصل است كه در عكس هاي راديولوژي ديده مي شود.



عواملي كه باعث سیر شدید درگيري مفصل در پسوريازیس مي شوند شامل :

1 - سن پايين 2 - خانم ها 3 - درگيري چند مفصل با هم 4 - استعداد ژنتيكي
يك فرم بسيار نادر از درگيري مفصلي در پسوريازیس نوع موتيلان است كه با التهاب شديد و ناگهاني و پيشرونده مفاصل خود را نشان ميدهد و منجر به تخريب ماندگار مفصل مي شود.
تشخيص زودهنگام درگيري مفصل در پسوريازيس بسيار مهم است چون پيشرفت بيماري اغلب باعث از دست رفتن مفصل مي شود.

ارتباط بين پسوريازيس و ساير بيماريها

در بيماران پسوريازیس احتمال بروز بيماريهاي آلرژيك پوستي بسيار كمتر است . تعداد موارد ابتلا به درماتيت آتوپيك يا سرشتي و آسم و كهير و درماتيت هاي تماسي در بيماران پسوريازیس كمتر ديده شده است .
بيماريهاي قلبي عروقي و چاقي و فشار خون و ديابت در بيماران پسوريازيس شايعتر است .
تشخيص
معمولاً تشخيص بيماري پسوريازيس باليني است و هيچ تست قطعي براي تشخيص آن وجود ندارد و لزومي هم به انجام چنین تستی نيست . در موارد مشكوك مي توان از بیوپسی يا نمونه برداري پوست بهره گرفت كه تكه بسيار كوچك از پوست ناحيه گرفتار برداشته شده و با بررسي ميكروسكوپيك تشخيص داده مي شود. گاهي براي يافتن علل شعله ور كردن بيماري انجام آزمايشات ضروري است .

درمان

تا به امروز هيچ دارويي نتوانسته است اين بيماري را كاملاً* معالجه كند. براي مراقبت از بيمار مبتلا به پسوريازيس علاوه بر تمركز بر روي پوست ، نياز است كه به اختلالات همراه كه فعلاً* وجود دارند و يا بعدها به وجود خواهند آمد توجه كنيم .
مديريت پسوريازيس نيازمند اختصاصي كردن درمان براي هر فرد با در نظر گرفتن وسعت بيماري و تاثير آن بر كيفيت زندگي بيمار و نيز فوائد و عوارض جانبي هر درمان خاص است .
در زير توضيح مختصري از هر يك از درمانهاي در دسترس پسوريازيس آورده شده است :

1 - كورتون هاي موضعي

اين گروه از داروها اغلب اولين خط درمان در پسوريازيس خفيف تا متوسط و نيز محل هايي نظير چين ها و ژينتاليا مي باشند و به صورت كرم و لوسيون و ژل و فوم و پماد به كار مي روند كه فرم پماد كارايي بيشتري دارد. اين داروها باعث كاهش و كنترل التهاب مي گردند و هنگامي كه براي بار اول تجويز مي شوند نتايج بسيار خوبي را دارند ولي به علت تحمل، به مرور زمان اثربخشي آنها كمتر مي شود. بهتر است براي كاهش تولرانس يا تحمل به دارو بعد از دو هفته استفاده از دارو يك هفته قطع شود و دوباره شروع شود (دو هفته استفاده و يك هفته استراحت )
اين داروها در بعضي موارد منع مصرف دارند كه توسط پزشك تشخيص داده مي شود.



2 - آنترالين

براي پلاك های مزمن در پسوريازیس استفاده مي شود و در درگذشته استفاده از آن گسترده تر بود و در حال حاضر اين ماده اغلب در مراكز درماني روزانه و بيماران بستري به كار برده مي شود.

3 - رتينوئيدهاي موضعي

رتينوئيدها كه تركيبات مشتق از ويتامين A هستند با كم كردن تكثير سلولهاي پوست باعث بهبود پسوريازيس مي شوند و از اين دسته در حال حاضر تازاروتن موضعي براي درمان به كار مي رود.

4 - آنالوگ هاي ويتامين D3

كلسي پوتريول و ساير تركيبات ويتامين D3* به خاطر عوارض جانبي محدود و اثرات درماني اغلب به عنوان درمانهاي خط اول پسوريازيس محسوب مي شوند كه معمولاً به صورت درمان تركيبي با كورتونهاي موضعي تجويز مي شوند .(کرمdaivonex یا psoriament)

5 - ساير درمانهاي موضعي

اگر پلاك هاي پسوريازيس پوسته هاي ضخيم داشته باشند براي افزايش نفوذ داروهاي موضعي و نور اولتراویوله (نور درماني) نياز است كه پوسته ها برداشته شوند كه راهكارها عبارتند از :
حمام هاي آب نمك - ساليسيلیك اسيد موضعي و رتينوئيدهاي موضعي
تركيبات تار (Coal tar) طيفي از عملكرد ضد التهابي دارند و بعنوان ضد خارش هم موثر هستند . استفاده از تركيبات تار در دوران شيردهي بارداري ممنوع است . مهار كننده هاي کلسي نورين (مثل تاكروليموس يا پروتوپيك) از درمانهاي موضعي هستند كه در نواحي چين دار بدن و صورت قابل استفاده هستند.
علاوه بر درمانهاي موضعي ، در موارد مقاوم و يا شديد پسوريارزيس يك سري از داروها به صورت تزريقي و يا خوراكي استفاده مي شوند كه تحت عنوان داروهاي سيستميك نامگذاري شده اند كه به اختصار توضيح داده مي شوند :



1 - متوتركسات

اين دارو استاندارد طلايي و خط اول درمان براي پسوريازيس شديد و نوع ارتيرودرمیک و يا تاولي ژنراليزه است كه به دو فرم خوراكي و يا تزريقي هفتگي تجويز مي شو و اثر آن چند هفته بعد ظاهر ميگردد.
اين دارو اولين بار در سال 1971 توسط سازمان غذا و داروي آمريكا (FDA) براي درمان پسوريازيس تاييد گرديد.

2 - فتوتراپي يا نوردرماني (فوتوكموتراپي)

نوردرماني توسط اولتراويوله A و يا B به عنوان درمانهاي اصلي پسوريازيس نوع متوسط تا شديد معرفي شده است . گاهاً فوتوكموتراپي هم ناميده مي شود كه به خاطر مصرف گروهي از داروها به نام پسورالن ها (از عصاره هويج) قبل از قرار گرفتن در معرض نور اولتراويوله است .
بيمار دو ساعت قبل از قرار گرفتن در معرض نور اولتراويوله (UVA) قرص پسورالن را مصرف مي كند و سپس توسط دستگاه نور تابيده مي شود.

رژيم نور درماني به دو فاز تقسيم مي گردد :

1 - فاز پاكسازي
كه طي آن با درمانهاي مكرر پاك شدن ضايعات روي ميدهد .

2 - فاز نگهدارنده
كه در اين فاز ضايعات پوستي پاك شده اند و براي جلوگيري از عود و شعله ور شدن بيماري درمان انجام مي شود.

3 - سيلكوسپورين
اين دارو نتايج خوبي در درمان نوع پلاكي شديد و ارتيرودرميک دارد ، با توجه به عوارض جانبي آن نظير سمت كليوي و فشار خون و افزايش چربي هاي خون و ساير عوارض گوارشي و متابوليكي استفاده درازمدت آن را محدود كرده است و حداكثر زمان استفاده از آن حدود يكسال است . اگرچه درمان با سيلكوسپورين باعث بهبودي ضايعات در پسوريازيس مي شود ولي در اكثر مواقع با قطع دارو ، عود بيماري مشاهده ميگردد.

4 - رتينوئيدها
سردسته اين داروها كه امروزه براي درمان پسوريازيس مورد استفاده قرار مي گيرد آسيترتین يا نئوتيگازون Neotiguzon* است . استفاده همزمان اين دارو با نور درماني نه تنها دوز مورد نياز نور درماني را كاهش ميدهد بلکه عوارض نور درماني را كمتر مي كند كه معمولاً به صورت عملي حدود2 هفته قبل نور درماني شروع مي شود.

5 - ليزر
تنها ليزر قابل استفاده در پسوريازیس ليزر اگزايمر با طول موج حدود nm 308 است كه طول موج آن مشابه اشعه ماوراء بنفش UVB است و با همان مكانيسم باعث بهبود پلاك ها مي گردد. اين ليزر در موارد پسوريازيس با تعداد محدود پلاك قابل استفاده است .

6 - داروهاي بيولوژيك
از اوايل سال 2000 داروهاي بيولوژيك جهت درمان درگيري مفصلي پسوريازيس و انواع متوسط تا شديد پسوريازیس مورد استفاده قرار گرفته اند سردسته اين داروها اتانرسپت و اينفلكسیماب است. با توجه به قيمت بالاي اين داروها ، به عنوان گزينه اي در بيماراني كه به يك داروي سيستميك كلاسيك پاسخ نداده اند ، به كار مي روند.

درمان پسوريازيس كودكان

درمان موضعي خط اول در پسوريازيس كودكان، تركيب کلسی پوتریول (یDaivonex ) با كورتون موضعي با اثر متوسط تاقوي است .
در پسوريازيس مقاوم نواحي چين دار بدن و صورت ميتوان كرم تا كروليموس را به درمان اضافه كرد. قدم بعدي درمان با NBUVB است . از درمانهاي سيستميك خوراكي يا تزريقی، متوتركسات درمان انتخابي است و در انواع تاولي يا پوسچولار و ارتيرو درميك رتينوئيدها (Neotigazon) انتخاب مي شوند.

گروههاي حمايتي

انجمن هاي مختلفي براي بيماران پسوريايس وجود دارد كه به مشكلات مختلف بيماران رسيدگي مي كند و از كمك و مشاوره پزشكان نيز بهره مند مي گردند.
بنياد ملي پسوريازيي در جهان www.Psoriasis.org
انجمن تخصصي مجازي صدفك (ايران ) www.sadafak.ir
برچسب ها: psoriasis، sadafak، پسوريازيس، صدفک
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات